سالگرد ازدواج مامانو و بابادو
دیشب شب خیلی خوبی بود.
آخه روزش که 7شهریور بود هشتمین سالگرد ازدواج مامان و بابام بود.
منم برای خوشحال کردن مامان و بابام با کمک مامان جون و عمه جون براشون یه جشن کوچولو اما به قول مامانی خیلی باشکوه و دوست داشتنی گرفتیم.
مامان و بابام خیلی خوشحال شدند و من و یه عالمه ماچ ماچی کردند.
اونا همش خداروشکر میکردند که من و دارن و می گفتن که ثمره ی ازدواجشون یه فرشته کوچولوییه که خیلی دوست داشتنیه و زندگیشونه و گلستان کرده...
من و می گفتنااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
قبونتون بلم سالگلرد ازدواجتون مبالک
دوستون دالم
یزله ازین شیرینی های خومزه ای که بابا جونم خلیده بخولم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سالگرد ازدواج مامانو و بابادو 

